تبليغاتX
اشکها و لبخندها

اشکها و لبخندها

یادداشتهای روزانه یک مددکار اجتماعی

به نام خدا

پرواز

سلام
چند روز پيش بود كه ديدم داخل سرويس نيست باز از سرويس جا مانده بود مادر كه خود سرويسش همزمان با او مي رسيد مجبور شد سوار شود و او ماند كنار خيابان منتظر سرويس، آخر هم نيامد حالا بايد چكار كند تازه به اين محله آمده بودند فكر نمي كرد بتواند به تنهايي به خانه برگردد. از خيابا ن عبور كرد . يك لقمه نان و پنير به همراه داشت و دويست تومان پول داخل كيفش. سوار ماشين شد و به اندازه چند ايستگاه بعد پياده شد و دويست توماني را داد باقي پولش را كه پنجاه تومان بود گرفت و رفت به سمت خانه، كليدش را كه به توصيه من مادرش به گردنش آويزان كرده بود در آورد و در حياط و سپس در آپارتمان را باز كرد.
پس از مدتي مادر تلفني صحبت كرد كه مطمئن شود پسرك منگوليسمش به محل آموزش خود رسيده است يا خير؟ و وقتي فهميد كه از سرويس جا مانده قلبش داشت از كار مي افتاد البته دفعه اولش نبود حداقل در ماه چندين دفعه از اين اتفاقات براي او و پسركش مي افتد ولي به هر حال او مادر بود، تلفن را قطع مي كند تماس با منزل مي گيرد او در خانه است وسفارشات شروع مي شود : دست به گاز نزني ، در را باز نگذاري و...
چندين بار تا ظهر تماس مي گيرد و مرتب به او سفارش مي كند و او هم گوش مي دهد ولي يادش مي رود و شايد هم گرسنه اش مي شود نان و پنير را كنار مي گذارد و با پنچاه توماني كه برايش مانده از مغازه سركوچه يك تخم مرغ مي خرد و بعد براي خودش تخم مرغ درست مي كند گاز را هم فراموش مي كند خاموش كند و تا زماني كه مادر از سركار برگشته بود گاز روشن بود .
پسرك عاشق اين است كه پليس شود تمام لباسهاي يك پليس را دارد حتي بي سيم و برگ جريمه، باورتان نمي شود اگر بگويم او زماني كه به خانه مي رسد لباسهاي پليسي خود را تن مي كند و حاضر نيست آنها را در بياورد تا اينكه بخوابد و مادر در موقع خواب لباسهاي او را عوض كند بارها شده است كه پليس او را به خاطر اينكه جلوي ماشين ها را گرفته و خواسته آنها را با برگه هايش جريمه كند گرفته است و كار كشيد ه است به گرفتن تعهد كه ديگر اينكار را نكند ويا وسايلش را نظير تفنگ پلاستيكي و بيسيم گرفته است. 

اين پسر كم توان ذهني دوست دارد پليس شود.

تقديم به :

تمامي پدران ومادراني كه فرزند معلول ذهني دارند :

اي پدر ومادري كه فرزند معلول ذهني داريد اگرفرزند شما آنطور كه آرزو مي كرديد سالم و قوي به دنيا نيامده است اگر معلول ذهني يا بدني يا هر دو است به خاطر داشته باشيد كه باز هم فرزند شماست. درست است كه اين كودكان محروم از ميراث طبيعت هميشه بچه باقي خواهند ماند ولي فراموش نكنيد كه به مهرباني، شفقت، به عشق و محبت به همان اندازه كودكان ديگر نياز دارند. به خاطر داشته باشيد كه او در زندگي حقي دارد و اين حق را شما به او داده ايد و بايد پشتيبا ن او باشيد او را همانطور كه هست بپذيريد و نگاه و زمزمه هاي زهر آلود ديگران را ناديده انگاريد. مطمئن باشيد كه اگر به او ياري كنيد تا به نهايت رشد خود برسد يك سعادت غير قابل انكار براي خود خريده ايد، سرخود را بلند كنيد و راهي را كه اثر پاهاي ديگر بر آن بر جاي مانده است تعقيب كنيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 0:40  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا

سلام

زندگی دالان مستقیم و راحتی نیست که از آن با راحتی و خیال و بدون برخورد با مانع عبور کنیم بلکه پلکانی است با پیچ وخم های بسیار که از میان آنها باید راه خود را جستجو کنیم . بارها راه را گم کرده و سرگردان متوقف مانده در کوچه های بن بست با وجود این چنانچه ایمان راسخ داشته باشیم دری برویمان گشوده خواهد شد .

البته نه دری که ما هرگز به خواب می دیدیم بلکه راهی که نهایتا ثابت می شود که به سود ومنفعت ما بوده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 22:28  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا

سلام
چند روز پيش با دختر خانمي آشنا شدم كه ليسانس موسيقي داشت و سن و سال زيادي هم نداشت. اين خانم به مركز ما آمد تا براي مددجويان موسيقي بنوازد.
در حين اجراي آواز و موسيقي در بخش نگهداري ما كه بچه هاي كم توان ذهني و جسمي نگهداري مي شوند من نيز حضور پيدا كردم و ديدم كه با چه آرامشي براي اين معصومان خدا آواز مي خواند و سر هر تختي مي رود ساز بلز  را دست تك تك آنها مي دهد كه خود آنها بنوازند بچه هايي كه بعضي از آنها حتي تكلم ندارند و يا قدرت راه رفتن ندارند و يا شنا خت زيادي از اطراف ندارند آنها به محض شنيدن آواز و صداي بلز خوشحال مي شدند حتي مهدي كه هميشه بي قرار است و گريه مي كند دست مي زد و مي خنديد .

بار خدايا ...
مرا عاشق دار ،
زيرا مي دانم عاشق ماندن
هزار بار از عاشق شدن
سخت تر است.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 21:22  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا

سلام

فردا روز بزرگي است.
يكي از مددجويانم ( كم توان ذهني) در بخش نگهداري  بعد از دوسال با تلاش تيم توانبخشي وعلاقمندي خانواده از سيستم نگهداري شبانه روزي به واحد آموزش ( روزانه ) منتقل مي شود و از اين پس اين " گل پسر " به صورت روزانه از خدمات آموزشي مركز ما استفاده خواهد كرد و عصرها به ميان خانواده كه وابستگي عاطفي زيادي به او دارند برمي گردد . اين يكي از زيباترين روزهاي كاري براي من مي باشد. اين موفقيت بزرگ را به همه عزيزان همكارم تبريك مي گويم.
از وابستگي عاطفي زياد مددجويم برايتان گفتم شايد بد نباشد كه بدانيد خانواده وي به دليل مشكلات زيادي كه داشتند نمي توانستند از او در خانه نگهداري كنند و او را به مجموعه ما سپرده بودند تا همكاران ما در بخش نگهداري التيام بخش ، بخشي از  مشكلات اين خانواده گرم و دوست داشتني باشد .

نقشه خدا
خدا از تو محافظت مي كند
او زندگي تو را در دستهايش دارد
خدا نقشه هايي براي شما دارد
بعضي كوچك ، بعضي بزرگ و بعضي خيلي خيلي بزرگ
خدا تو را با نور درخشان يك الماس هدايت كند
خدا مراقب توست
در طول صبح و ظهر و شب
خدا دستهايش را براي كمك به تو دراز مي كند تا ببيني ، ياد بگيري و رشد كني
خدا اعتقاد زيادي به تو دارد
هيچ چيزي وجود ندارد كه تو نتواني در آن موفق شوي
خدا تورا تشويق مي كند
تا تلاش كني براي فكر كردن و اعتقاد پيدا كني
خدا هميشه تو را دوست خواهد داشت و اميدوار است كه تو نيز او را دوست داشته باشي
خداوند شانه ايي به تو مي دهد
تا پناهگاه آرام و لطيفي براي تو باشد
خدا منتظر تو خواهد بود
او در انتها در آنجا خواهد بود
خدا به تو خوش آمد خواهد گفت زيرا او دوست توست

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 22:57  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا

سلام

چند وقت پيش به دانشجويي برخورد كردم كه به دليل مشكلات مشكلات مالي قصد انصراف از حضور در دانشگاه را داشت . اين مسئله ممكن در خيلي از خانواده ها پيش آمده باشد . با پيگيري هايي كه ما وخانواده اين دانشجو انجام داديم  متوجه شديم كه مي توان از سازمان هلال احمر كمك گرفت .

با توجه به اينكه ابن روزها بحث داغ رسانه هاي گروهي شهريه دانشجويي است . به نظرم رسيد بد نيست دانشجويان بدانند كه سازمان هلال احمر به دانشجويان واجد شرايط وام دانشجويي پرداخت مي كند .

 اين اقدام خوب هلال احمر قابل قدرداني است .                          

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 22:39  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا

با سلام

 

آهاي

آهاي

بيا بيرون

مـا بايد دور درختـي جمــع شــويم

كه

هنوز آن را

نكاشته ايم

 

 

 

ديشب برنامه " مهرورزي " را ديدم  كه خانم آرزو قنبري نامه خود خطاب به رياست محترم جمهوري جناب آقاي دكتر احمد ي نژاد را خواند. آفرين و هزاران آفرين به همت بلند او 

 

         برای دیدن نامه خانم قنبری   اینجا  را کلیک کنید در وبلاگ شمعدانی تاریخ جمعه نهم دي 1384

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 21:11  توسط مینا آروانه  |