تبليغاتX
اشکها و لبخندها

اشکها و لبخندها

یادداشتهای روزانه یک مددکار اجتماعی

به نام خدا
سلام
بعد از آن هم استرسي كه در يك ماه اخير داشتم با خبرشدم خانم سيمين غانم كنسرتي گذاشته اند تصميم گرفتم درآن شركت كنم .
جمعيت زيادي از خانمها درتالار وحدت شركت داشتند شور و حال خاصي در سالن انتظار بود بالاخره انتظار به سر رسيد و وارد سالن شديم البته اضافه  نمايم اين كنسرت به همت بنياد خيريه فيروزنيا برگزار شده بود اين بنياد به همت تني چند از بانوان نيكوكار با هدف كمك به نيازمندان واقعي تشكيل شده است .
  روزي كه دلي را به نگاهي
  به قدومي به كلامي بنوازي
از عمر حسابست
ولي روز دگر هيچ ...
آهنگ هاي بسيار زيبايي اجرا كردند گروه بسيارخوبي داشتند  و طي دوساعت و نيمي كه آنجا بوديم واقعا لذت برديم. چقدر اين آهنگ " گل وگلدون " طرفدار داشت سه بار اجرا كردند ولي انگاري هيچ كس دلش نمي خواست تمام شود.

گل گلدون من شکسته در باد
تو بيا تا دلم نکرده فرياد
گل شب بو ديگه شب بو نمي ده
کي گل شب بو را از شاخه چيده
گوشه آسمون پر رنگين کمون
من مثل تاريکي، تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من مي رم گم مي شم تو جنگل خواب
گل گلدون من ماه ايوون من
از تو تنها شدم چو ماهي از آب
گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم يه مرداب
آسمون آبي مي شه
امّا گل خورشيد
رو شاخه هاي بيد
دلش مي گيره
درّه مهتابي مي شه
امّا گل مهتاب
از برکه هاي آب
بالا نميره
تو که دست تکون مي دي
به ستاره جون مي دي
مي شکفه گل از گل باغ
وقتي چشمات هم مياد
دو ستاره کم مياد
مي سوزه شقايق از داغ
گل گلدون من ماه ايوون من
از تو تنها شدم چو ماهي از آب
گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم يه مرداب

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 0:55  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا

سلام

تازه از راه رسيد سراغ فرزندانش را گرفت ازراه دوري آمده بود بعد از احوالپرسي گفتم پسرش به علت جراحي كه البته درحد محدودي بوده فعلا درمنزل است اشكهايش سرازير شد ودرعرض چند ثانيه صورتش ازاشك خيس شده بود به اودلداري دادم و به او گفتم اين جراحي برايش لازم بوده درثاني زيباترهم مي شود آرام شد سراغ دختركش را گرفت دخترك كم توان ذهني امروز دركلاس حاضربود ولي حاضرنشد مادرش را ببيند ومي گفت دوهواه مي شود آخر نزدمادربزرگ زندگي مي كنند و مادركه حالازندگي مستقلي تشكيل داده هرچند وقت يكيبارمي آيد تا آنها را ببيند با وجود صحبت هايي كه شده بود با ز حاضرنشد بياد مادربغضش را قورت داد ومايوسانه نگاهي كرد وگفت حال كه دوست ندارد مرا ببيند بگذاريد راحت باشد به اوگفتم كمي به انتظاربنشيند تا خودم با او صحبت كنم ضمن اينكه مجبورش هم نخواهم كرد قبول كند .
با چهره ايي ناراحت ومضطرب نزديك شد كنارم نشست .
خوبي ، چطوري ؟ گفت : خوبم
گفتم ميدوني مامان آمده ؟ آره
دوست نداري مامان راببيني ؟
نه آخه دوهواه مي شم .
قبلا هردفعه مامان مي آمد خوشحال مي شدي ولي حالا ...
ديگه طاقت نياورد زد زيرگريه . آخه دادش را كه عمل كرديم من ساعت 9 شب رفتم داروخانه داروهاي او را گرفتم هوا تاريك بود .
با با چرا نرفت ؟
آخه بابا چشمهاش تو تاريكي نمي بينه ميترسه بره بيرون . ( البته يادآوري كنم پدركم توان ذهني است ) .
آنوقت تو تنها رفتي داروخانه وترسيدي ؟
آره .
اينكه خيلي خوبه تو توانستي كمك كني وداروهاي داداش را بگيري . حالا داروخانه نزديك خانه بود يا دور ؟
نزديك .
خوب همه ما درخانه بايد به هم كمك كنيم وتو توانستي خيلي خوب كمك كني بارها اتقاق مي افتد كسي درخانه مريض مي شود وآدم دست تنهاست وخودش بايد او را به بيمارستان ويا دكتر ببرد ودارو بگيرد . قبول داري ؟
آره خانم ( كمي مي خندد )
ولي از اين به بعد اگر موردي پيش آمد احساس كردي كه آن كار براي تو سخت است مثلا گرفتن دارو درشب اگر توانستي صبركن وبيا ما داروها را تهيه مي كنيم .
باشه خانم .
مامان وقتي آمد تو وفهميد دادش عمل كرده گريه كرد توهم كه نيامدي حسابي بغض كرد گناه داره اين همه راه آمده شما را ببينه  كمي به او هم حق بده او الان يك زندگي جدا داره ولي هرموقعه بتونه ميايد به شما سرميزنه . حالا اگه دوست داري باهم بريم پيش مامان كه منتظرت است .
باشه خانم بريم ( خوشحال است وآماده گلگي كردن به مادر ، از چشمهاش ميشه همه چيزو فهميد ) .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 23:39  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا

سلام

درآستانه هفته مواد مخدرهستيم ترجيح مي دهم كمي دررابطه با قرصهاي اكستاسي، قرص شادي بخش وان‍‍رژي زا برايتان بنويسم . اين دارو يكي دوسالي است كه رواج بسياري پيداكرده است. اين دارو درفرم خالص آن ( كريستال ) اعتياد جسمي ندارد ولي وابستگي رواني دارد اما بسياري ازسودجويان به جهت تداوم مصرف ازمواد مخدر و توهم زا درتهيه آن استفاده مي نمايند.

اثرات به ظاهرمثبت اما مخرب :
افزايش انرژي وتمايل به فعاليتهاي شديد ورقص هاي طولاني مدت
احساس تمايل براي تماس با ديگران واحساس تعلق ونزديكي به اطرافيان
دست ودلبازي
افزايش هوشياري ودرك موسيقي
افزايش قدرت سايرحواس مانند بويايي وچشايي
احساس روشنايي
احساس تجربيات ، حالات روحي جديد درزندگي
افزايش حس اعتماد به

اثرات منفي:
كاهش اشتها
تاري ديد وسايرتغييرات بينايي ، گشادي شديد مردمك چشم
حركات غيرطبيعي چشم ، توهم بينايي
افزايش ضربان قلب وبالارفتن فشارخون
تغييردرتنظيم درجه حرارت بدن
فك زدن طولاني
عدم تمايل براي استراحت ، عصبانيت ، لرزش اندامها وغيره
اثرات منفي درطي 20 دقيقه بعد از مصرف دارو شروع و  4 تا 6 ساعت طول مي كشد

اثرات منفي شديد:
اثرات شديد احساسي ، اختلال درخواب، كابوسهاي شبانه، حملات ناگهاني، اضطراب، ديوانگي
افزايش دماي بدن وكاهش آب بدن
اختلال درمكانيسم نعوظ ونرسيدن به اوج لذت جنسي
تهوع واستفراغ
كاهش سديم خون در اثر مصرف زياد مايعات
سردرد و سرگيجه وتشنج
سركوب شدن خون سازي مغز استخوان
افت شديد حلق درروزهاي پس ازمصرف
خستگي وافسردگي شديد تا يك هفته پس ازمصرف
احتمال سميت كبدي
بزرگ شدن سينه در آقايان

اين ماده بيشتر درپارتي ها مورد استفاده جوانان است  وراه مستقيم اعتياد به مواد مخدر است.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:21  توسط مینا آروانه  |