تبليغاتX
اشکها و لبخندها

اشکها و لبخندها

یادداشتهای روزانه یک مددکار اجتماعی

به نام خدا
سلام

انواع مديتيشن

مديتيشن سطح استرس را كاهش مي دهد و به افراد تكنيك هاي تقريبا سريع آرامش را ارائه مي دهد. سيزده مديتيشن وجود دارد.

6- مديتيشن تنفس عميق:
دستانتان را بر روي ديافراگم خود بگذاريد، به گونه اي كه بتوانيد آن را لمس كنيد. بر روي تنفس ديافراگمي خود تمركز كنيد. با هر دم شكم تان را منبسط كنيد و با هر بازدم شكم تان بايد منقبض شود. به مدت پنج دقيقه يا ده دقيقه بر روي حركت انگشتان خود تمركز كنيد.

7- مديتيشن چشايي:
اين يكي را مي توانيد در هر جايي و با چشمان باز يا بسته انجام دهيد، گرچه با بستن چشمان، بهترين نتيجه را مي گيريد. زبان خود را به عقب جمع كنيد، به طوري كه سقف دهانتان را لمس كند. با توجه به لوله كردن نوك زبان خود سقف دهانتان را احساس كنيد، چه مزه اي مي توانيد حس كنيد؟ چه احساسي داريد؟ با دندانهاي به هم چسبيده اين كار را انجام دهيد، اگر لازم است بزاق خود را قورت دهيد. پس از اينكه براي مدتي سقف دهانتان را احساس كرديد ، زبانتان را بي حركت و در حالي كه به آرامي بر سقف دهانتان استراحت مي كند، نگاه داريد. به مدت پنج يا ده دقيقه بر روي اين عمل تمركز كنيد و سپس به آن خاتمه دهيد.

8- مديتيشن درازكش:
آرام در جايي دراز بكشيد به صورت طاق باز بر روي پشت دراز كشيده، دستانتان را دركنار خود بگذاريد . تصور كنيد كه يك جسم بي حركت هستيد كاملا راحت وبدون حركت. بگذاريد تنفستان آرام و راحت از ديافراگك باشد. چشمانتان را بسته و تصوركنيد درهوا معلق هستيد. ده دقيقه در اين حالت باشيد و به حال عادي برگرديد.

9- مديتيشن آرامش كامل:
به صورت طاق باز بر روي زمين دراز بكشيد، در حالي كه دستانتان در كنار بدنتان قرار دارند . چشمانتان را ببنديد . تصور كنيد در حبابي از آرامش قرارداريد تصور كنيد اين حباب زماني كه بلند مي شويد هم با شما خواهد بود .

10- مديتيشن شئ:
يك شئ را كه دوست داريد پيدا كنيد يك مجسمه، سيب، اسباب بازي و... آن را در مقابل خود قرار داده و از نزديك با دقت به آن نگاه كنيد به هر جزء كوچك آن دقت كنيد چشمانتان را بسته و آن شئ را در ذهن خود تصوركنيد سپس دوباره به اجزاي آن توجه كنيد چشمانتان را باز كرده و دوباره به آن شئ توجه كنيد اين كار را ده دقيقه ادامه دهيد شما را آرام خواهد كرد.

11- مديتشين با تصوير:
تصوير مورد علاقه خود را بيابيد اين تصوير مي تواند يك منظره يك جاندار بي حركت يا يك نقاش زيبا باشد. آن را بر روي ديوار در مقابل خود نصب كرده و با دقت نگاه كنيد چشمانتان را بسته و دوباره تصوير را مجسم كنيد به آرامي بگذاريد تصوير در ذهنتان ناپديد شود تا اين كه تنها قاب تابلو كه محتواي آن فقط رنگ سفيد است باقي بماند. به مدت چند دقيقه بر روي رنگ سفيد درون قاب تمركز كنيد دوباره چشمانتان را باز كنيد و تصوير را در حالت واقعي خود ببينيد. مي توانيد اين كار را چندين بار انجام دهيد.

برگرفته :  از كتاب مهارت هاي شاد زيستن
نوشته :  ريچارد كريز
ترجمه :  رامين كريمي ، علي اسماعيلي

مطلب ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 22:12  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا
سلام
چند روز پيش در وبلاگ خانم شریعت زاده مطلبي درباره ریلکسیشن خواندم. بهتر ديدم با توجه به استرس هاي موجود در جامعه يك مطلب قابل استفاده در اين مورد بنويسم. اين مطالب را طي چند روز در وبلاگ قرار مي دهم تا خوانندگان و دوستان خوبم از آن استفاده نمايند.

مديتيشن سطح استرس را كاهش مي دهد و به افراد تكنيك هاي تقريبا سريع آرامش را ارائه مي دهد. سيزده مديتيشن وجود دارد .

انواع مديتيشن

1 ـ مديتيشن موسيقي:
جايي راحت كه كسي در آن جا مزاحمتان نشود را براي نشستن پيدا كنيد چشمتان رابسته و به قطعه اي موسيقي كلاسيك دلخواه خود گوش دهيد ، با نواي موسيقي به افكارتان اجازه دهيد تا آزادانه به سمت شما بيايند وقتي موسيقي تمام شد براي مدتي از سكوت لذت ببريد و ببينيد كه چقدر آرام شده ايد .

2 ـ مديتيشن قدم زدن:
 براي تنهايي قدم زدن به يك پارك برويد و اين قدم زدن تنها و تنها براي استراحت قدم بزنيد . فقط به جلو تمركز كنيد ، بگذاريد افكارتان به سمتتان بيايد اما يادتان باشد كه براي مديتيشن قدم مي زنيد . به هوايي كه به صورتتان مي خورد به بوها و احساس خارج از منزل بودن را حس كنيد . بگذاريد تنفستان آرام باشد هر چند وقت يكبار براي آزاد كردن تنش هايي كه ممكن است داشته باشيد نفس عميق بكشيد . چند بار در هفته و هر بار به مدت 20 دقيقه را به قدم زدن براي تفريح و آرامش اختصاص دهيد ، بدون هيچ هدف ديگري .

3 ـ مديتيشن تنفس:
 جايي را كه كسي مزاحمتان نشود براي نشستن پيدا كنيد . بگذاريد دستانتان به طور طبيعي بر روي پاهايتان بيافتد و چشمانتان را ببنديد .بگذاريد هر گونه خستگي در گردن و شانه هايتان بيرون بريزد . مي توانيد شانه هايتان را تا نزديك گوش هايتان به بالا ببريد و سپس آن ها را رها سازيد . بر روي تنفس خود تمركز كنيد از طريق بيني نفس را به درون و از طريق دهان آ ن را بيرون بدهيد . با هر " دم " كلمه " آرام " را در دلتان بگوييد با هر " بازدم " كلمه " راحت " را در دلتان بگوييد . به مدت ده دقيقه به همين نحو تنفس كنيد و سپس به آرامي به زندگي عادي باز گرديد و  احساس آرامش را در خود ببينيد .

4 ـ مديتيشن ضربان قلب:
جايي را پيدا كنيد كه كسي در آنجا مزاحمتان نشود . دست چپتان را بر روي بالاي قفسه سينه قرار دهيد دست راستتان را هم بالا بياوريد كه بتوانيد ضربان را در مچ دست چپتان توسط انگشت سبابه و نوك انگشتان دست راستتان احساس كنيد . چشمتان را بسته و ضربانتان را حس كنيد و شمارش كنيد و شروع كنيد تنفس خود را بشماريد . شمارش ضربان قلب و تنفس در يك زمان غير ممكن است مگر آن كه بخواهيد خود را گول بزنيد اما اين كار ذهنتان را به طور اعجاب انگيز براي مدتي به خود جلب مي كند و باعث آرامش عميق مي شود .
 
5 ـ مديتيشن پيشاني:
درجايي آرام قرار گيريد چشمان خود را بسته و به داخل پيشاني خود نگاه كنيد سعي كنيد يك توپ كوچك با نور آبي را در آن تصور نماييد . به مدت پنج دقيقه يا ده دقيقه بر روي آن نقطه تمركز كنيد و تاثيري را كه اين كار بر روي آرامش كلي تان مي گذارد احساس كنيد .

برگرفته :  از كتاب مهارت هاي شاد زيستن
نوشته :  ريچارد كريز
ترجمه :  رامين كريمي ، علي اسماعيلي

مطلب ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 22:32  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا
سلام

شاهچراغ

مركز فروش ترشي پشت ارگ كريمخان بود. دو نوع ترشي خريديم يكي ترشي بنه شبيه خوشه غوره و ديگري ترشي ليمو ترش (ليمو ترش درسته را درون سركه مي ريزند و ترشي درست مي كنند.)
 

تخت جمشيد

روز بعد هم به تخت جمشيد رفتيم . آنجا خيلي خسته شديم. چون آب معدني پيدا نكرديم تشنگي كشيدم و خلاصه هلاك شديم. پله هاي زيادي داشت و ويلچري ها با سختي مي توانستند از پله ها بالا برن. يك پسر عرب هم با يك عصا از پله ها با آه و ناله بالا مي رفت و به دشتي مي گفت من و تو جمشيديم كه از اين پله ها بالا مي رويم.

بعد از ظهر هم رفتيم باغ ارم كه البته چون دير رسيدم و باغ در حال تعطيل شدن بود فقط توانستيم چند تا عكس بيانداريم.

در سعديه خيلي خوش گذشت جايتان خالي فالوده و بستني ( مخلوط )‌ هم خورديم. فضاي فرهنگي سعديه به نسبت بهتر از حافظيه بود. بسياري از جوانان هلال احمر هم به مناسبت روز جوان آمده بودند سعديه. جوانان 15 الي 29 سال مي توانستند رايگان از سعديه بازديد داشته باشند. جوانان هلال احمر را صبح در تخت جمشيد هم ديديم.

بعد از بازديد سعديه براي زيارت پسرعموي شاه چراغ به آستانه رفتيم. زيارت خيلي خوبي بود.

آستانه

روز آخر هم به باغ نارنجستان و موزه نظامي و باغ قوام و خانه زينت المك  رفتيم.
خانه زينت الملك به گنجينه تاريخ فارس شهرت دارد و تنديس چهل نفر از بزرگان و نام آوران فارس در آنجا نگهداري مي شود.

خانه زينت املك


در آخر هم بعد از زيارت و خداحافظي با شاه چراغ براي خريد مسقطي و نقل بهار نارنج به يكي از شيريني فروشي هاي معروف در خيابان زند رفتيم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 1:45  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا

سلام

الان درشیراز هستیم هتل پارس . جای خوبی است . سفر ما چهار روزه است . بعد هم تهران و رفتن سرکار .

دیروز رفتیم شاه چراغ . حدود بیست سالی هست که من شیراز نیامدم . حافظیه هم رفتیم . من مریض شدم امروز هم رفتم دکتر. بعد هم رفتیم ارگ کریمخان زند و بازار وکیل . جایتان خالی بسیار خوب بود .

عصری قرار است دوباره برویم شاه چراغ ، خیلی ها التماس دعا داشتند برای همه دعا کردم به خصوص برای افراد بیمار . شاه چراغ برادر امام رضا است و خیلی حاجت می دهد .

فردا اگر خدا بخواهد قرار است برویم تخت جمشید .

یک چیزی که خیلی عجیب بود در خیابان زند که ما مستقر هستیم تقریبا پر دکتر و داروخانه است تقریبا قدم به قدم ساختمان پزشکان به چشم می خورد .

مناسب سازی برای معلولین به چشم نمی خورد ، رانندگی مردم شیراز خوب نیست و باعث تاسف است که وقتی از خیابان می خواستیم رد شویم حق عابر پیاده به خصوص عابری که معلولیت داشته باشد را رعایت نمی کردند حتی روی خط عابر پیاده گاهی به سرعتشان نیز اضافه می کردند .

می گویند پشت ارگ کریمخانی یک خیابانی هست که ترشیهای خوبی دارد می خواهیم عصر برویم ترشی بخریم .

شما هم ترشی خور هستید ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 15:18  توسط مینا آروانه  | 

به نام خدا
سلام

امسال تعطيلات تابستاني ما از هر سال بيشتره چيزي درحدود سه هفته. قرار شد در طي اين مدت يك مقدار از كارهاي عقب افتاده را كه فرصتش پيش نمي آمد را انجام بديم و بعد از آن اگر خدا خواست مسافرتي چند روزه برويم .

از فردا ما بنايي داريم و مدت چند روز درگير هستيم و خدا مي داند كه چه وضعي سر خانه بيايد؛ بماند. اوضاع در زمان بنايي و بعد از آن خيلي سخت مي گذرد تا شرايط منزل به حالت طبيعي (سفيد) برگردد. من از الان غصه ام گرفته .

بنده خدا همسرم كه انگاري تعطيلي برايش وجود ندارد روزي 13 ساعت بيرون از خانه است. شايد هم بيشتر و وقتي هم به خانه مي آيد تلفن پشت تلفن و به جهت مسائل كاري بايستي هماهنگي در مورد پاره اي از موارد انجام دهد. بعد از آن هم اينترنت و از آنجا كه خط مستقيم براي اينترنت نداريم تلفن منزل اشغال مي شود و آن وقته كه زنگ موبايل و يا پيام كوتاه فرستاده مي شود خلاصه كنم استرس هاي كاري وارد منزل مي شو د .
يكي از روزها وقتي گذاشت و رفت كه كفش طبي اش را كه مدتها پيش برايش ساخته بودند را تحويل بگيرد و خدا را شكر آماده بود ولي ...
يكي از آنها خوب بود. اما ديگري بايد مجددا اصلاح گردد. رنگ چرم  كفش هاي نو كرمي بود. از طرفي كفش قديمي نيز برايش تنگ شده بود و اذيتش مي كرد ناچارا يكي از كفش هاي طبي قديمي را با يكي از كفش هاي طبي جديد مي پوشد. در واقع يك  كفشش مشكي بود ديگري هم كرم! يعني  لنگه به لنگه!

البته ما اكثر اوقات دچار اين مشكل هستيم عليرغم تلاش و زحمت دوستان ارتوپدي فني، باز  اين اشكال وجود دارد حال بايستي باز منتظر بود و ديد كي وقت خالي پيدا مي شود كه مجددا كفش ها بررسي شود.  كه آيا قابل درست شدن هست يا كه بايستي مثل دفعه قبل كفش طبي نو را ببرم بگذارم داخل انباري. من چون شغلم به گونه ايي است كه معمولا به طور ماهانه مددجويانم را بنا به تشخيص فيزيوتراپيست و يا كار درمانگر به مراكز فني ارتوپدي ارجاع مي دهم؛ متاسفانه مي بينم خيلي از خانواده ها گريبانگير اين مسئله هستند و افرادي كه قابليت هاي عملي خوبي داشته باشند متاسفانه در اين حرفه كم هستند و اي كاش توجه بيشتري به اين حرفه مي شد و يا دوره هاي آموزشي به صورت بورسيه در كشورهايي كه دراين حرفه پيشرفت مي كردند را مد نظر قرار مي دادند .
داشتم از تعطيلات مي گفتم مددجويانم چه دختر و چه پسر در واحد آموزش همگي خوشحال بودند كه قرار است سه هفته نيايند. آخه حسابي خسته شده بودند و گرما هم در طي اين مدت اذيتشان مي كرد چرا كه اكثرا از راههاي دور مي آيند، ولي خانواده هاي بخش نگهداري ناراحت بودند كه مجبور هستند سه هفته بچه ها را در منزل نگهداري كنند. البته همه كه نه، بيشتر آنهايي كه شرايط مساعد در خانواده براي نگهداري از بچه ها را ندارند، خانواده هايي كه مادر يا پدر يا هر دو بيماري جسمي دارند و توانايي پذيرايي از فرزندشان را در منزل ندارند و يا پدر و مادر هر دو شاغل هستند، در اين مواقع توصيه ايي كه به خانواده ها داريم معمولا معرفي به مراكز نگهداري است و از مديران مراكز خواهش مي كنيم كه با خانواده هاي مددجويان ما همكاري داشته باشند و به طور موقت به صورت مهمان مددجو را بپذيرند كه الحمدالله همكاري مراكز نيز خوب است. البته اين كه يك بخش هم براي افراد مشكل دار برقرار باشد نيز گاها مطرح مي گردد ولي خوب به هرحال حضور مددجو نيازمند حضور ساير قسمت ها مي شود نظير حضور پرستار، مادريار، پزشك، مددكار، آشپز، تاسيسات، رختشويخانه و... مي باشد و با توجه به نوع خدمات ارائه شده كاركنان نياز به استراحت دارند .

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 22:21  توسط مینا آروانه  |