سلام


شب یلدا را به همه دوستان تبریک می گویم .
یادداشتهای روزانه یک مددکار اجتماعی
سلام


شب یلدا را به همه دوستان تبریک می گویم .
به نام خدا
سلام
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در روز جهاني معلولان به دولت اجازه دادند تا ايران به كنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت بپيوندد.
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ادامه جلسه علني امروز، لايحه تصويب كنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت را كه بنا به پيشنهاد وزارت رفاه و تامين اجتماعي در جلسه مورخ 13/6/87 به تصويب هيات وزيران رسيده بود بررسي و آنرا با 180 راي موافق به تصويب رساندند.
با توجه به اينكه كنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت به عنوان نخستين معاهده حقوق بشري در قرن 21 در دسامبر سال 2006 ميلادي از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد تصويب گرديده است و تاكنون نيز هشتاد كشور به آن ملحق شده اند كه بر اساس آن، كشورها متحد ميشوند حقوق افراد مذكور را تضمين و قوانين و رويه هاي تبعيض آميز مربوط را ملغي اعلام كنند.
همچنين با توجه به اينكه افراد داراي معلوليت، صرف نظر از علت، ماهيت و شدت معلوليت داراي حقوق مشابه با ساير شهروندان هم سن و سال خود ميباشند كه شامل حق بهره مندي در شرايط يكسان از زندگي عادي در حد امكان ميباشد، بنابراين ضرورت پيوستن به اين كنوانسيون با توجه به پيشينه انساني، اخلاقي ملي و مذهبي كشورمان ايجاب ميكرد تا ضمن خنثي نمودن تبليغات سوء بيگانگان كه پيوسته در رسانه هاي خود به نقض حقوق بشر در ايران متهم مينمايند، در راستاي تنوير افكار جهانيان گامهاي مثبت و موثري برداشته شود و به همين دليل اين لايحه تقديم مجلس شده بود و امروز به تصويب نمايندگان مجلس رسيد.
با تصويب كنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت مورخ 22/9/85 هجري شمسي كه متشكل بر 50 ماده بود اجازه توديع اسناد تصويب آن داده شد.
تعدادي از معلولان نيز امروز ميمهمان مجلس شوراي اسلامي بودند كه با تصويب اين كنوانسيون تقدير و تشكر خود را از نمايندگان اعلام كردند.
منبع : خبرگزاری فارس
پاورقی :
اول اینکه تصویب الحاق ایران به کنوانسیون حقوق معلولین را تبریک می گویم .
دوم اینکه جا دارد از زحمات تمام کسانی که برای تصویب کنوانسیون تلاش نمودند تشکر کنم .
به نام خدا
سلام

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
به مناسبت روز جهانی معلولان
سالهاست که با نزدیک شدن به روز جهانی معلولان دلم می گیرد، دلم از این می گیرد که چند روز دیگر بعد از یکسال بار دیگر مسئولان به تقویم ها سر می زنند و به خاطر می آورند که چنین روزی هم وجود دارد!!
چند روز دیگر همه رسانه ها با نگاهی ترحم آمیز و سخنانی حاکی از اینکه معلولان ناتوان هستند، و از کمک کردن به این قشر فراموش شده سخن می گویند، و با سپری شدن این روز، بار دیگر این طیف از جامعه به دست فراموشی سپرده می شوند...
این روز یعنی سوم دسامبر روز جهانی معلولان نامگذاری شده است.
روز جهانی معلولان، می تواند فرصتی مغتنم باشد برای تعمق بیشتر در خصوص مسایل آموزشی، توانبخشی و اجتماعی ایشان و افزایش سطح آگاهی و شناخت مسایل و حقوق این قشر از اجتماع. نیز فرصتی می تواند باشد برای آگاهی دادن به مردم و به زبانی دیگر؛ فرهنگ سازی برای درک و شناخت بهتر این قشر و مسایلشان.
شعار امسالِ روز معلولان از سوی سازمان ملل متحد، کرامت، منزلت و عدالت انتخاب شده، این شعار به معنی برابری فرصت ها؛ دسترسی همه انسان ها به طور مساوی به امکاناتی از قبیل: مسکن، فرصت های شغلی و تسهیلات آموزشی و تفریحی و از همه مهم تر داشتن منزلت اجتماعی.
در اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح شده که انسان ها با یکدیگر برابرند و این الهام گرفته و وام گرفته از میراث فرهنگی ماست. چنین ایده آلی تحقق خواهد یافت اگر بپذیریم که شهروند درجه یک و دو وجود ندارد، اگر تمام جامعه توانایی های یک معلول را باور کند و او را به عنوان فردی «ناتوان» محسوب نکند، اگر مسئولین برای بر طرف کردن موانع و ایجاد تسهیلات مناسب برای این قشر از جامعه همکاری بیشتر کنند.
" کافی ست گاهی تصور کنید: که شاید در یک روز آفتابی، دریچه اقبال روزگار به روی ما هم بسته شود و از بدِ ایام در سانحه ای دست یا پای خود را از دست دهیم" اگر همه جامعه این گونه فکر کنند که آنها هم یک لحظه با معلولیت فاصله دارند، مانعی به نام «طرز تفکر منفی» در مورد این قشر از جامعه تغییر خواهد کرد.
آیا به راستی در این چند روز می توان فرهنگ پذیرفتن آدم هایی که گاه طرد شده اند، گاه نفی شده اند، گاه با بی اعتنایی مواجه شده و حتی شاید در برهه ای از تاریخ بشری به مرگ محکوم شده اند را تغییر داد؟!
مهم ترین نکته این است که باور از خود معلول آغاز شود. با تلاش، باید خود را به سایرین بشناساند. باید خود و توانایی های خود را باور داشته باشد و این باور را به جامعه هم منتقل کند.
مهم است که معلول باشی و در میان انسان هایی بنشینی و کار کنی، که معلول نیستند، از حقوق انسانی خود سخن بگویی، گزارش تهیه کنی، بنویسی، مصاحبه کنی، خود را به عنوان نماینده ی یک قشر آسیب پذیر فراموش شده، نه به نمایش بگذاری بلکه به اثبات برسانی که آری، تو هم می توانی!
مردم آیا با خود اندیشیده اند که در گوشه گوشه شهرشان، در همسایگی شان شاید، کسی هست که نمی بیند، نمی شنود، فلج است یا اینکه عقب مانده ذهنی است و اینکه دردش چیست؟ و مشکلش کدام است؟ به چه احتیاج دارد؟ و اصلا چرا معلول شده؟
در تعامل با این گروه از هم پیکران اجتماع لازم است که نخست توانایی و کم توانایی های شان را بازشناخته و درک کنیم و تا رسیدن به توان جمعی مردم در درک ایشان، راهی دشوار را تا بسترسازی جامعه ای مطلوب و دلپذیر برای ایشان در کنار دیگران در پیش داریم.
زمانی که معلول و معلولیت شناخته شد و جامعه، مردم و حتی خانواده ها، فرد معلول را شناختند و باور کردند، تغییر آغاز می شود.
اولین گام در راه تغییر، دگر گون شدن نگرش ماست، این نگرش ماست که ارزش های ما را تعیین می کند، نگرش ماست که خوب و بد، زشت و زیبا، معلول و غیر معلول را تعیین می کند و این نگرش مربوط به آگاهی، شناخت و باورهای ما می باشد. هرچه باورهای ما انسانی تر، فطری تر و نزدیک تر به عدالت باشد، نگرش ما نیز انسانی تر و عادلانه تر خواهد بود. اینجاست که زشت و زیبا رنگ خواهد باخت و معلول و غیر معلول بی معنا خواهد شد. چرا که ارزش های ما ریشه در نگاه عدالت خواهانه ما دارد، عدالتی که انسان ها را یکسان می نگرد، برابر می شمارد و فرق نمی گذارد.
اگر برآنیم تا تغییری ایجاد کنیم، اگر برآنیم فرهنگی بیافرینیم، شناختی ایجاد کنیم، حرفی از عدالت بزنیم باید بگذاریم فرزندان معلول این جامعه، نخست در میان قبیله ی فرهنگ ساز ما جای بگیرند، کنار آنها کار کنند تا شاید آنها «توانستن» خود را باور کردند و این باور را انتقال دادند تا فرهنگی پدیدار گردد که در آن وجود انسانیِ آدم ها ملاک تعیین ارزش آنها باشد و قانونی که بهره مندی از حق را برای همگان به ارمغان بیاورد.
درست، چشمی که نمی بیند، نمی بیند؛ گوشی که نمی شنود، نمی شنود؛ دست و پایی که فلج است، فلج است؛ ذهنی که کند است، کند است. اما در پس همه اینها، اگر باورمان بشود، روح انسانی یگانه ای جاری است که خداوند آن را در وجود همه انسان ها دمیده است.
چشمش نمی بیند، اما حافظه تابناکش تو را به شگفت وا می دارد و اندیشه نابش تو را به ستایش؛
گوشش نمی شنود، اما زیباترین نغمه های موسیقی را با سرانگشتان اعجازگر خویش به شما هدیه می کند؛
حرکتی ندارد، اما با هوش سرشار خویش، ستاره ها را فتح می کند؛ ذهنش کند است، آری. اما او انسان است؛ انسانی که روح خداوند در او دمیده شده است.
من هم سالهاست که فریاد می زنم با عملم، نوشته هایم، کار کردنم که به دیگران ثابت کنم که می توانم تا باورم کنند ولی متاسفانه باز هم می گویند:
«تو ناتوانی!»
به همین خاطر هیچ گاه نمی توان انتظار داشت چنین نگرشی بتواند نگاه جامعه را اصلاح و یا حتی تعدیل کند.
چون نگاهی که خود درست نیست، انسانی نیست، عادلانه نیست هرگز نمی تواند در میان مردم درستی، انسانیت و عدالت بیافریند.
این است که اینچنین وامانده ایم و هنوز تا پذیرش معلول فاصله داریم.
با همه اینها، استوار گام بر می داریم. چون دست کم خود به این باور رسیده ایم که می شود. از این رو شاید بتوانیم در فرهنگ سازان هم این باور را ایجاد کنیم. گرچه سخت است، سخت ولی باید انجام شود.
و از این گونه است که می توان دوباره اندیشید که واژه ی «معلول» چه نقشی در گم کردن این راه دارد. با خود قدری تامل کنید که از این کلمه چه مفاهیمی را استنباط کرده و یا در ذهنتان تداعی می کنید: فردی که به تنهایی قادر نیست از عهده کارهایش برآید، فردی که در پشت نگاه خردکننده ی آدم هایی که می خواهند او را کمک کنند تحقیر می شود، فردی منزوی و جامعه گریز و...
همه اینها بار منفی معنایی واژه ی «معلول» است و «توان یاب» نقطه ی روبه روی آن. کسی که می خواهد و اراده کرده است که سرنوشت را به دست خویش بازنویسد. اگر یک کلمه و فقط یک کلمه چنین تغییری ایجاد می کند پس زبان را در مسیری درست و شایسته ی انسانیت ما به کار گیریم.
من باور دارم که همه به باورمان ارج خواهند نهاد، به امید آن روز.
برگرفته از وبلاگ فریاد بی صدا
به نام خدا
سلام
خداوندا دوستانی دارم که اعماق قلبم جای دارند ،
آنان شایسته محبت هستند و یادشان مایه آرامش ،
درمیان خلق معدن خیرند و دارنده پاکترین خصوصیات ،
پس خدای من آنان را اکرام کن و برصفات نیک آنان بیفزای
و این ایام را برای آنان با سربلندی و سعادتمندی دردنیا و آخرت همراه بفرما .
آمین
به نام خدا
سلام
عنوان سال 2008 کنوانسیون حقوق معلولین : کرامت و عدالت برای همه ما
پیام دبیرکل سازمان ملل به مناسب روز جهانی معلولین
امسال روز جهانی معلولین درست یک هفته قبل از شصتمین سالگرد تصويب بیانیه جهانی حقوق بشر واقع شده است. سازمان ملل اين دو مناسبت را تحت عنوان " کرامت و عدالت برای همه ما " گرامی می دارد.
ما امسال چیزهای زیادی را برای جشن گرفتن داریم . اجرایی شدن کنوانسیون حقوق معلولین در ماه مي یک نقطه عطف بود.
وقتی که اولین کنفرانس دولتهای عضو در ماه اکتبر برگزار شد شرکت کنندگان بلافاصله شروع به مطالعه این مطلب نمودند که چطور می توان از کنوانسیون به عنوان یک وسیله برای دستیابی به اهداف توسعه هزاره سوم استفاده نمود.
این پیشرفت که به وسیله مشارکت و راهبری فعال معلولین و با حصول اطمینان از دسترسی و مشارکت آنها درتمامی جنبه های کارمان مقرر گشته است.
سازمان ملل همچنان به این رویه ادامه می دهد، نوسازی مجتمع دفترمرکزی سازمان ملل در نقشه جامع پایتخت تسهیلات ما را مطابق آخرین استانداردهای دسترسی ارتقاء خواهد داد. خیلی وقت است که زمان این ارتقاها رسیده است.
مجمع عمومی تاکید دارد که برای دستیابی به اهداف توسعه هزاره سوم ما می بایست افراد معلول را در تمامی روندها دخیل نماییم با توجه به اینکه 80 % معلولین یعنی بیش از 400 میلیون نفردرکشورهای فقیر زندگی می کنند ما نیازمند آن هستیم که کارهای بیشتری را برای شکستن چرخه فقر و معلولیت انجام دهیم.
شعار پیمان بین المللی این است که " هیچ چیز در مورد ما بدون ما انجام نشود " یک فرد معلول از سوئیس که برای اجرای قوانین معلولیت در آنجا تلاش میکند؛ ميگفت: ما نیازمند یکپارچگی کامل برای خلاص شدن از شرانگ زدن ها هستیم.
با همین مضمون، من مصرانه از دولتها و تمامی افراد ذیربط می خواهم که اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول و سازمانهای آن ها یک جزء لاینفک از تمامی روند های توسعه هستند. به همان صورت ما می توانیم یکپارچه سازی را ارتقاء داده و راه را برای آینده ای بهتر برای همه افراد در جامعه هموار سازیم.
دبیرکل سازمان ملل
بان کیمون
به نام خدا
سلام
بيماري ايدز سال هاست گريبانگير بشر گرديده و قربانيان قطعي اين بيماري هر روز رو به افزايش است، به همين جهت و به منظور حساس سازي جامعه و آموزش افراد، روز اول دسامبر، "روز جهاني ايدز" ناميده شده است.
به گزارش خبرنگار برنا از اصفهان، با گذشت 26 سال از بروز اين بيماري ويروسي در جامعه بشري تاکنون درمان موثري براي آن يافت نشده است.
دراين ميان هميشه در محيط اطراف ما "ميکرو ارگانيسم هايي" مانند باکتري ها، ويروس ها، قارچ ها و ... وجود دارند که سلامتي انسان را به خطر مي اندازند، اما به دليل وجود سدهاي دفاعي، اين ميکرو ارگانيسم ها به ندرت قادر به ايجاد بيماري در ما مي گردند، اما همزمان با ورود ويروس HIV (عامل بيماري ايدز) به بدن به تدريج سيستم دفاعي نيز ضعيف مي شود و نشانه هاي اين بيماري که همان عفونت هاي پي در پي است ظاهر مي گردد. همچنين علت عفونت، ميکرو ارگانيسم هايي است که در شرايط عادي قادر به بيماري زايي در فرد سالم نيستند.
در بحث پيشگيري از اين بيماري لازم است راه هاي انتقال بيماري را بدانيم تا بتوانيم خود را در مقابل آن محافظت کنيم.
استفاده مشترک از سوزن و سرنگ هاي آلوده که بيشتر در بين معتادان تزريقي مشاهده مي گردد و يا استفاده مشترک از سوزن در زمان انجام تاتو و خالکوبي و سوراخ کردن گوش و طب سوزني از جمله راه هاي انتقال ايدز است. همچنين خون و فرآورده هاي خوني آلوده که بيشتر در بين بيماران دياليزي، افراد مبتلا به تالاسمي و ... مشاهده مي شود، مقاربت جنسي حفاظت نشده، انتقال به کودک از طريق مادر آلوده، قبل و حين تولد و يا از طريق شيردهي نيز از راه هاي ديگر ابتلا به اين بيماري ويروسي است. اما پايبندي و وفاداري به زندگي زناشويي، پرهيز از روابط جنسي محافظت نشده، عدم استفاده از وسايل تيز و برنده به صورت مشترک، پرهيز از مصرف مواد روانگردان و مخدر نيز مي تواند در پيشگيري از ايدز موثر باشد.
حال احتمال ابتلاي زنان نسبت به مردان به ويروس ايدز 4 به 2 است و زنان به طور متوسط 10 سال زودتر از مردان به اين ويروس آلوده مي گردند زيرا به دليل شرايط فيزيولوژي آسيب پذيري زنان بيشتر از مردان است.
ايدز از طريق نيش حشرات، عرق، سرفه، عطسه، آب دهان، اشک، ادرار، غذا، آب، هوا، لباس، رختخواب، استفاده از توالت مشترک، تماس با صورت، دست دادن و آغوش گرفتن افراد مبتلا انتقال نمي يابد.
بايد بدانيم که اين ويروس با تمام خطرات بسياري که دارد ضعيف است و خارج از بدن نمي تواند به مدت طولاني زنده بماند و به آساني و به وسيله حرارت و يا مواد شيميايي خانگي مانند سفيد کننده ها (هايپوکلريد سديم، الکل و ...) غيرفعال مي شود. علاوه بر آن پوست سالم مانع مناسبي براي جلوگيري از ورود اين ويروس به داخل بدن است.
پس لازم نيست از بيماران مبتلا به ايدز وحشت داشته باشيم و بايد برخلاف باورهاي غلط رايج در جامعه مبتلايان به اين بيمار را به راحتي در جامعه پذيرفته و روابط روزمره خود را با آنها حفظ کنيم. با پذيرش افراد مبتلا به ايدز در جمع خود و اجتماع در حقيقت به کنترل شيوع اين بيماري کمک کرده ايم.
اگر بخشي از بدن با وسايل تيز و برنده آلوده برخورد کند و باعث زخم و يا آسيب ديدگي پوست شود و يا زخم يا خراشي روي بدن فرد باشد و با مواد آلوده به ويروس ايدز مانند خون و يا ترشحات آلوده تماس يابد محل بايد با آب و صابون به مدت 5 دقيقه شستشو داده شود و سپس با محلول هاي ضد عفوني کننده مانند الکل، ضد عفوني گردد و در اولين فرصت به مرکز و يا پايگاه مشاوره بيماري هاي رفتاري و يا به پزشک متخصص عفوني، مراجعه تا مشاوره لازم انجام شود و در صورت نياز، با توجه به نظر پزشک، پيگيري هاي لازم انجام گيرد.
همچنين در صورت نياز به مشاوره پيرامون ايدز شهروندان مي توانند با خط مشاوره تلفني ايدز (09686) به صورت رايگان تماس حاصل کنند.
منبع : خبرگزاري برنا
سلام
چهارم آذرماه سالروز درگذشت بنيانگذار آموزش ناشنوايان در ايران، جبار باغچه بان است. استاد جبارباغچه بان ( عسكرزاده) يكي از خادمان پرتلاش فرهنگ ايران و به معناي واقعي كلمه معلم بود.
به گزارش خبرگزاري مهر، باغچه بان سال 1297شمسي،آموزگاري را در شهر مرند آذربايجان آغاز كرد و بعدها به مناسبت تاسيس نخستين كودكستان خود در تبريز، به نام باغچه اطفال نام خانوادگي خود را به باغچه بان تغييرداد.باغچه بان را بايد اولين كسي دانست كه در ايران آموزش سمعي وبصري را به نظام آموزشي كشور ما وارد كرد.او با خلاقيت خاص خود، وسايل سمعي وبصري مي ساخت تا به وسيله آن به دانش آموزان كودكستاني بيشتر و بهتر بياموزد.ايجاد آموزش قبل از دبستان و بنيانگذاري آموزش و پرورش ناشنوايان در ايران از افتخارات باغچه بان است.
جبار باغچه بان همچنين اولين مولف و ناشر كتاب كودك در ايران است.او از سال 1307 عليرغم دشواري هاي فراوان چاپ وكليشه،چاپ كتب مخصوص كودكان را با تصاويري كه خود مي كشيد آغاز كرد.
يكي از كتابهاي وي با عنوان "بابا برفي" ازسوي شوراي جهاني كتاب كودك به عنوان بهترين كتاب كودك انتخاب شد.
وي كتابهاي ديگري همچون كتاب حساب ويژه وكتاب آموزش كرو لال ها را به رشته تحرير درآورده است.
از ابتكارات باغچه بان مي توان به روش شفاهي در تعليم ناشنوايان، اختراع گوشي استخواني يا تلفن گنگ،كشف خواص صوت ها و تقسيم بندي آنها،تهيه وسايل مختلف بصري براي تدريس ناشنوايان و اختراع گاه نما اشاره داشت.
پس از تعطيلي باغچه اطفال در تبريز،جبار باغچه بان فعاليت آموزشي خود را در شيراز به مدت 6 سال دنبال كرد و درسال 1312 كار آموزش ناشنوايان را درخيابان سعدي تهران در خانه اي محقر با 6 كودك كرولال پي گرفت.
باغچه بان شيوه آموزشي جديدي درتدريس الفباي فارسي به وجود آورد كه تركيبي از روش مكتب خانه ها و مدارس قديم ايران و روش مدارس آن روز بود. شيوه آموزشي باغچه بان در ارتباط با ناشنوايان نيز يك روش تجربي و ابتكار بدون اقتباس از الگوهاي خارجي بود.
الفباي گوياي باغچه بان شهرت بين المللي دارد.
وي در سال 1313 امتياز مدرسه ناشنوايان باغچه بان را گرفت و همان سال مدرسه ناشنوايان تهران در يوسف آباد را بنا نهاد و در اختيار دانش آموزان ناشنوا قرار داد.وي در طول كار، روش شفاهي را كه يافته بود استوار ساخت و در نتيجه امروز در كليه مدارس ناشنوايان به كودكان حرف زدن و لب خواني آموخته مي شود.
باغچه بان براي آسان كردن روش آموزش ناشنوايان، الفباي دستي خود را اختراع كرد.اين الفبا از نظر اينكه با خاصيت اصوات مطابقت داردكمك تلفظ است و نه جانشين آن و از اين رو در نوع خود بي نظير است.
باغچه بان طي سالها تعليم و تربيت به كودكان به روشي دست يافت كه امروز آن را روش تركيبي مي گويند. اكنون اين روش بعد از گذشت اين همه سال به عنوان مترقي ترين روش در مدارس به ويژه آموزش دبستان در سراسر كشور مورد استفاده قرار مي گيرد.
جبار باغچه بان، نخستين معلم گلهاي خاموش در ايران، پس از اينكه با دست هنرآينه اي براي كرولال ها ساخت و از چشم به جاي گوش چهره صوت را براي آنان ترسيم كرد،سرانجام درچهارم آذرماه سال 1345 با اميد به آينده اي روشن براي ناشنوايان در سن 82 سالگي ديده از جهان فرو بست.
روحش شاد و يادش گرامي باد.
به نام خدا
سلام
سومين کارگاه سراسري آموزش مهارتها و فعاليتهاي زندگي به معلولان در سازمان بهزيستي استان همدان آغاز بکار کرد.
در اين دوره آموزشي 2 روزه که با هدف توانمند سازي فردي و محيطي به عنوان دو عنصر مهم در مشارکت اجتماعي معلولان و آموزش نحوه واگذاري مسئوليت برنامه هاي توانبخشي مبتني بر جامعه (CBR) به اجتماع محلي برگزار مي شود، 35 نفر از کارشناس مسئولان و کارشناسان ستاد توانبخشي مبتني بر جامعه سازمانهاي بهزيستي سراسر کشور حضور دارند.
شركت كنندگان در این همایش، با راههاي افزايش مهارتهاي فردي افراد کم توان و معلول، توجه به نقش آنها در خانواده و اجتماع محل زندگي و توانمند سازي افراد معلول در گروهها و افزايش نقش اين گروهها در اجتماع آشنا مي شوند.
برنامه هاي توانبخشي مبتني بر جامعه راهبردي براي ارائه خدمات توانبخشي با هدف کاهش فقر، برابر سازي فرصتها و فراهم کردن زمينه هاي مشارکت اجتماعي معلولان است.
پایگاه خبری سازمان بهزیستی
پاورقی : طرح توان بخشی مبتنی بر جامعه برای معلولان و خانواده های آنان بسیار طرح خوبی است ولی چگونه اجرا می شود . همایش و آموزش به چه کسانی ؟ آیا افرادی که باید از این آموزشها استفاده کنند بهره مند می شوند ؟
آیا بهتر نیست این طرح به گونه های مختلفی اجرا شود . یکی از این آموزشها از طریق تلویزیون می باشد که اکثر خانواده ها دسترسی به آن دارند . آموزش گام به گام به خانواده هایی که فرزند معلول دارند . مادری که فرزند نابینا دارد در شهرستانهای محروم حتی نمی داند چگونه باید آموزش به فرزندش بدهد . چطور در تلویزیون بسیاری از مهارت ها به افراد سالم یاد داده می شود ولی افراد و خانواده هایی که فرزند معلول دارند هیچگونه آموزشی از طریق تلویزیون نبایستی دریافت کنند .
راه اندازی سایت ها و وبلاگهای آموزشی نیز می تواند کمک موثری برای آموزش باشد البته برای خانواده هایی که سطح سواد بالاتری دارند . مسلما سازمان بهزیستی می تواند به عنوان ارگان مادر در مورد توان بخشی مبتنی بر جامعه طرح های خوبی را اجرا کند درصورتی که این آموزش ها بتواند همه گیر باشد . امیدواریم شاهد این مسئله باشیم که بچه های محروم و کم توان بتوانند از امکانات آموزشی به نحوه شایسته بهره ببرند .